خبردار
استاد همه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، بر اهمیت سیاست «موازنه عدمی» و تنشزدایی در مناسبات داخلی و خارجی به منظور ترقی استقلال و توانمندی سرزمین اصرار کرد.
به نقل از خبردار، دکتر فرشاد مومنی در نشست «نگاهی بر الزام تشکیل اقتصاد ملی در روبه رو با اقتصاد جهانی اندوختهداری» با مرور تاریخ اقتصادی ایران و توانایی دولت ملی دکتر محمد مصدق، هشدار داد که استمرار سیاستهای نادرست اقتصادی، پیروی کورکورانه از الگوهای غربی و بیتوجهی به گسترش تشکیل فناورانه، سرزمین را در چرخه گسترشنیافتگی و وابستگی اقتصادی نگه داشته است.
او با اشاره به مانعتراشیهای ۲۵۰ ساله استعمارگران، ناکارآمدی سیاستهای جایگزینی واردات در دوره پهلوی و تبعات تعدیل ساختاری بعد از جنگ، اصرار کرد که تنها راه مقابله با سلطه خارجی و رشد اقتصادی، تحکیم بنیه تشکیل ملی و فناورانه و بازتعریف نرمافزارهای گسترشای مشابه با شرایط امروز ایران است.
مومنی توانایی مصدق را الگویی راهبردی برای تشکیل اعتدال بین حکومت، مردم و گسترش صنعتی معارفه کرد و با نقد سیاستهای تورمزا و رانتی تازه، هشدار داد که این رویکردها، فقرا و طبقه متوسط را تنبیه و مافیاها و دلالها را تشویق میکند و سهم صنایع مولد در اقتصاد به شدت افت یافته است.
متن گزارش این نشست را در ادامه می خوانید:
دکتر فرشاد مومنی، در نشست «نگاهی بر الزام تشکیل اقتصاد ملی در روبه رو با اقتصاد جهانی اندوخته داری» به مناسبت سالگرد کودتای آمریکایی – انگلیسی علیه دولت ملی مصدق در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با گفتن این که مایه شگفتی است که خود کودتاچیها به کودتاچی بودن خودشان اعتراف میکنند و یک کاسه های داغ تر از آش با دلایلهای بینتهی و پوچ تلاش میکنند کودتاچیها و مستبدانی را که آلت دست آن کودتاچیها بودند، تبرئه کنند، اظهارداشت: ما در این چنین مناسباتی قرار داریم و واقعا پیش بردن یک ساختار منطقی او گفت و گو در چارچوب این مناسبات زیاد دشوار است. میتوانیم در برابر این روشهایی که میخواهد از نظر اندیشهای ایرانیان را هم چنان دچار سرگیجه و بلاتکلیفی نگه دارد و درمورد بدیهیترین مسائل با تشکیل یا القای تردیدهای مشکوک ذهن ما را به چیزهایی مشغول کند که عملا زمان را از ما بگیرد، قوت تشخیص را از نظام تصمیمگیریهای اساسی ما بگیرد و ما را هم چنان منفعل و دنبالهرو و زائده اقتصادهای مسلط نگه دارد، از این زاویه برخورد کنیم که با سه جنبش اجتماعی فراگیر در قرن بیستم که ملت ایران برای فائق آمدن بر استبداد و استعمار و باطل کردن دورههای باطل گسترشنیافتگی تدارک دیدهاند، روبه روای عینا همانند هم شده است و ما اگر آن سرنخهای مهم را نتوانیم تشخیص بدهیم، هم چنان دنبالهرو و منفعل باقی خواهیم ماند.
استعمارگران ۲۵۰ سال است راه تشکیل فناورانه را سد میکنند
او گفت: در یک دوره به تقریب ۲۵۰ ساله یعنی از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، مانعتراشی خارجیها برای شکلگیری یک اقتصاد ملی مدام به سه شیوه تهاجم نظامی، کودتا و تحریم انجام میشده است؛ که در برخی از ایام یکی یا دو تا از این روشها و در برخی از ایام هر سه شیوه با هم کار میکردهاند. و اینها همه انها یک علترفتاری، یک الگوی مقصدگذاری و یک نحوه عمل واحد داشتهاند. اگر از دریچه اقتصاد سیاسی گسترش به این ماجراها نگاه کنید، میبینید که در واقع روح حاکم بر هر سه تای آنها یک چیز است: ناممکن کردن ترقی بنیه تشکیل فناورانه در سرزمین.
کانون مهم تعرض استعمارگران، عقیم سازی بنیه تشکیل ملی ماست
این اقتصاددان با گفتن این که یکی از گرفتاریهایی که ما را در اینجا بیچاره کرده است این است که این فهمیدن در نظام تصمیمگیریهای اساسی ما وجود نداشته که هیچ فرق ماهوی بین تهاجم نظامی خارجی، تحمیل کودتا و تحریم وجود ندارد، گفت: همین الان نیز اگر این فهمیدن پدید بیاید که کانون مهم تعرض آنها عقیمسازی بنیه تشکیل ملی ماست، شما خواهید دید که، خود این تحریمکنندگان بدون این که ما تلاشی بکنیم تحریمهایشان را کنار خواهند گذاشت و با ما با ایدئولوژی اقتصاد آزاد تعامل خواهند کرد. از این زاویه واقعا زیاد مهم است که ما اندکی عمیق آثار متفکران و بزرگان علم اقتصاد را بخوانیم، عمیق به مفروضات آنها دقت داشته باشیم، عمیق به خاستگاه تاریخی آن نظریهها دقت کنیم تا بتوانیم یک ابتکار عملی به دست بیاوریم و فراتر از پیروی بردهوار، چه در ساحت اندیشه و چه در ساحت عمل، حرکت کنیم.
دستاوردهای علمی و عملی دوره مصدق، فراتر از ملی شدن صنعت نفت، میتواند الگویی راهبردی برای برونرفت ایران از چرخه گسترشنیافتگی باشد
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به اهمیت توانایی دولت ملی دکتر محمد مصدق، اصرار کرد: دستاوردهای علمی و عملی این دوره تاریخی، فراتر از ملی شدن صنعت نفت، میتواند الگویی راهبردی برای برونرفت ایران از چرخه گسترشنیافتگی باشد. نزدیک به ۲۰ سال پیش، به همراه دکتر بهرام نقش تبریزی، کتابی تحت گفتن «اقتصاد ایران در دوران دولت ملی» انتشار کردیم. در آن تاثییر، این ادعا را نقل کردیم که وجود ۲۸ ماهه دکتر مصدق در مقام نخستوزیری، از منظر تدوین و عملیاتیسازی نرمافزارهای گسترش ملی، حتی از ملی کردن نفت نیز اهمیت بیشتری دارد.
مصدق زیاد بالاتر از گاندی و ماندلا است
وی با گفتن این که توانایی ملی کردن نفت، استانداردی را پدید آورد که علتشده شخصیت مصدق در کنار چهرههایی چون گاندی و ماندلا قرار گیرد، یادآورشد: اما اگر قیاسای عادلانه صورت گیرد، مصدق از نظر صلاحیتهای علمی، مجاهدتهای تاریخی و دستاوردهای عملی، چند سر و گردن از آنان بالاتر است.
باید نرمافزارهای گسترش را بر پایه شرایط امروز ایران بازتعریف کنیم
مومنی این چنین بر الزام بازخوانی نرمافزارهای گسترشای مصدق اصرار کرد و افزود: اگر آن الگوها مورد دقت قرار گیرد، میتواند راهی برای عبور از مشکلاتهای ساختاری گسترشنیافتگی در ایران باشد. مصدق با شناخت عمیق از فرهنگ، سیاست، اقتصاد و مناسبات بینالمللی ایران، توانست دستاوردهای مکتب تاریخی آلمان را بومیسازی کرده و مشابه با شرایط زمانه پیاده کند. پیروی کورکورانه از الگوهای قبل، از جمله مصدق یا امیرکبیر، راهگشا نخواهد می بود و ما باید نرمافزارهای گسترش را بر پایه شرایط امروز ایران بازتعریف کنیم، هرچند قانونمندیهای تعامل با جهان هم چنان پابرجاست.
در ایران، تصویری کاریکاتوری از آدام اسمیت اراعه میشود
روایت تحریفشده از مفهوم «دست نامرئی» اسمیت، برای استمرار سلطه بر ایران طراحی شده است
او به نقد روایتهای سطحی از اندیشههای اقتصادی غرب پرداخت و اظهار داشت: در ایران، تصویری کاریکاتوری از آدام اسمیت اراعه میشود که هیچ نسبتی با بنیانگذار واقعی علم اقتصاد ندارد. اسمیت تنها یک بار از مفهوم «دست نامرئی بازار» سخن حرف های و برای همان یک بار، ۳۷ پیششرط نقل کرده است. اگر آن شروط فراهم نباشد، دست نامرئی نهتنها کار نمیکند، بلکه به ضد خود تبدیل میشود. این روایت تحریفشده از اسمیت، برای استمرار سلطه بر ایران طراحی شده است.
بازاری که اسمیت میاو گفت تناسبی با بازاری که اکنون ما را به آن دعوت میکنند، ندارد
مومنی با اشاره به مفهوم عدل در اقتصاد اسمیتی او گفت: در کتاب «ثروت ملل»، اسمیت اصرار میکند که قیمت بازاری باید عادلانه باشد و سهمبری منصفانه همه عوامل تشکیل را تنظیم کند. این مسئله، در روایتهای رایج از اندیشه او کاملا نادیده گرفته شده است. حال ببینید بازاری که اسمیت میاو گفت چه بوده و بازاری که اکنون ما را به آن دعوت میکنند چیست. یعنی برای مثال در مناسباتی که بانک مرکزی خودش گزارش انتشار میکند و میگوید چیزی نزدیک به ۲۵ درصد از کل نقدینگی ایران پول است و ۷۴ درصد کل نقدینگی ایران در قالب شبهپول به یک درصد سپردهگذاران تعلق دارد، شدت نابرابری در اقتصاد ایران به قدری هست که حتی اگر ما بگوییم در این اقتصاد قانون جنگل حاکم است، گویی داریم این اقتصاد واقعا حاضر را تطهیر میکنیم. در جنگل هم دیگر اوضاع به این بیقاعدگی و بیضابطگی که اینجا مشاهده میشود وجود ندارد. در این چنین شرایطی برای مثال اقتصادشناسهای بزرگی در استاندارد آمارتیاسن یا در استاندارد داگلاس نورث یا استیگلیتز میگویند که اگر مناسباتی را شما اسمش را گذاشتهاید مناسبات بازاری، اما در شرایطی که هیچ ردی از نهادهای پشتیبان بازار وجود ندارد، این یعنی این که به طور همزمان شهروندان خودتان را تحت اسارت زورگوییهای مستبدانه خارجیها و ایادی داخلیشان قرار بدهید.
استاد گروه برنامه ریزی و گسترش اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی به اهمیت بنیانهای فکری گسترش اشاره کرد و او گفت: از زمان انتشار کردن کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی» تاثییر فردریک لیست در سال ۱۸۴۰، هیچ توانایی موفق گسترشای در جهان رخ نداده مگر با تکیه بر رهنمودهای او، مشروط به مشابهسازی با شرایط بومی.
وی با اشاره به قسمت هایی از کتاب «آسیا در برابر غرب» تاثییر داریوش شایگان، تفاوت توانایی گسترش در ژاپن و ایران را بازدید کرد و افزود: ژاپنیها دانشجویان خود را برای شناسایی ریشههای نهادی و اجرایی گسترش فناورانه به اروپا فرستادند، اما در ایران، علیرغم اعزام نخبگان برجسته، ذهنها معطوف به قضیه مهم نبوده است و آثار پایدار حاصل نشد.
مومنی این چنین به روایت عبدالهادی حائری درمورد روبه رو نخبگان ایرانی با انقلاب صنعتی اشاره کرد و او گفت: در آن دوره دو رویکرد سرنوشتساز وجود داشت؛ یکی تکذیب کامل و فرد دیگر تسلیم بیچون و چرا. این دوگانگی تا این مدت هم در فضای فکری ایران دیده میشود.
صنعتِ صنعتساز نیازمند شناخت عمیق از فرهنگ، سیاست و مناسبات بینالمللی است
او در تحلیل اقتصادی خود، تشکیل فناورانه را کلید جهش گسترشای دانست و او گفت: این نوع تشکیل به کل نظام حیات جمعی قفل شده است و نمیتوان آن را با مونتاژ و واردات جانشین کرد. صنعتِ صنعتساز نیازمند شناخت عمیق از فرهنگ، سیاست و مناسبات بینالمللی است.
تنها راه مقابله با سلطه، تشکیل توانمندی تولیدی هم تراز با سلطه گران است
مومنی با اشاره به کتاب «سرابگرایی صنعتی در جامعه قبایلی ایران» تاثییر مرحوم رضاقلی، اصرار کرد: سیطره استعماری از قرن پانزدهم اغاز شد، اما با پیوند با تشکیل فناورانه، در آخر قرن نوزدهم بیشتر از ۸۰ درصد خشکیهای جهان تحت سلطه اروپا قرار گرفت. تنها راه مقابله با این سلطه، تشکیل توانمندی تولیدی همتراز است؛ و این همان چیزی می بود که امیرکبیر، مصدق و میر حسین موسوی فهمیدن کرده بودند و برای آن تلاش کردند. ضمیمه تجاری قرارداد ترکمانچای به نظر من باید به طور جدا گانه آموزش داده شود؛ حکمتهایی در درون آن وجود دارد. سپس از آن هم در تاثییر ناتوانی اندیشهای که حکومتگران ما داشتند، بساطی به سر ما آوردند که برخی از متفکران و روشنفکران ایران میانها گفتند هزار رحمت قرارداد ترکمانچای! هنگامی کل مقدرات پولی و گمرکی را در قالب امتیاز به خارجیها واگذار میکنید، آنجا روزگارت را سیاه میکنند و کردند.
سیاست های قاجاریه با ناامنسازی و زورگویی به تولیدکنندگان، بزرگترین عامل ناامنی در سرزمین شد
چه مقدار تلخ است که دولتی فکر کند می تواند با بی ارامش سازی دائمی نرخ ارز، امورات مالی اش را سامان دهد
این اقتصاددان به قسمت هایی از روایت «احمد اشرف» درمورد این که چرا ایران موفق نشد در شرایطی که برونرفت از دورههای باطل گسترشنیافتگی زیاد آسانتر از دورههای بعدش می بود، موفق شود، اشاره کرد و در ادامه گفت: ببینید او بر چه عواملی تکیه کرده است. میگوید هنگامی این فهمیدن حاصل نشد، حکومتی که فلسفه وجودیاش این است که جلوی تعرض خارجی را بگیرد و سطوحی از ارامش و امنیت تشکیل کند، خودش شد بزرگترین عامل ناامنی در سرزمین. اگر بخواهید فهمیدن روزآمدی از آن نحوه کارکرد دولتهای قاجار داشته باشید، که احمد اشرف هفت شیوه که ستونهای تشکیل را دولتهایش میلرزاندند برشمرده است، این است که آنها با ناامنسازی و زورگویی به تولیدکنندگان این کار را کردند. اگر آن را فهمیدن کنید، آنزمان می بینید که چه مقدار تلخ است هنگامی یک دولت بخواهد از طریق بی ارامش سازی دائمی نرخ ارز، امورات مالی خودش را سامان بدهد.
چرا هنگامی در ضروری ناشی از استمرار جنگ هستیم افراطیترین روشهای تمرکززدایی را اجرا می کنید؟
مومنی اصرار کرد: فلسفه وجودی حکومت این است که سطوحی از ارامش و امنیت تشکیل کند، چرا دائم زلزلههای تعمدی و مشکوک در این اقتصاد تشکیل میکنید؟! در همه دنیا افراطیترین کشورهای مدعی لیبرالیسم در شرایط جنگی، تمرکزگرایانهترین روشهای اداره سرزمین را اجرا کردهاند. به کتاب «ژاپن و امنیت اقتصادی آن» که محمد نقیزاده نوشته مراجعه کنید. میگوید چه انگلستان چه ژاپن، به محض این که جنگ دوم اغاز شد، آن سانترالیزمی که تشکیل کردند از سانترالیزم حکومتهای کمونیستی زیاد تر می بود. الان چه فردی است که این فکر را در دهان مقامات کلیدی سرزمین انداخته که درست در بحبوحه سیطره این ضروری و اضطرابهای ناشی از استمرار جنگ، میگوید به سمت افراطیترین روشهای تمرکززدایی برویم ؟! این ماجرا با منافع خارجیها گره خورده است، تا جایی که برخی از آنها که دیگر زیاد شتاب دارند، حرف هایاند که ما اگر این اختیار را داشته باشیم، اولین کاری که میکنیم آزادسازی واردات محصولات ساخته شده لوکس و تجملی خارجی و دامن زدن به تب سوداگری است.
اگر فردی بگوید اقتصاد فرمان نمیپذیرد، این سخن هیچ نسبتی با علم اقتصاد ندارد
این اقتصاددان افزود: اگر فردی بگوید اقتصاد فرمان نمیپذیرد، این سخن هیچ نسبتی با علم اقتصاد ندارد و زیاد تر با تسخیرشدگی آن فرد به دست رباخوارها و سوداگرها و قاچاقچیها و تاجرباشیها نسبت دارد. اتفاقا شما کارنامه دوره جنگ ایران را قیاس کنید با کارنامه دوره بعد از جنگ تا ببینید که آن زمان که فرمانها مبتنی بر خرد، شراکت و سلامت مالی می بود، یعنی حکومتگران کاسبی شخصی نداشتند و سلطان بانوهای ملت ایران بودند نه سلطان بانک کمپانیهای خارجی ، در سختترین شرایط چه مقدار افتخار و آبرومندی برای ایران فراهم شد. این نوع سخنان که فقط ظاهر و شمایل شیک دارند را افرادی به زبان میآورند که غالبا از سر تقلیدهای کلیشهای سخن میگویند و اساسا نمیفهمند چه چیزی از زبانشان بیرون میآید. اما حرفهایها که فهمیدن میکنند، میدانند ترویج این چنین ایدههایی «حلیم خارجیها» را در اقتصاد ایران هم می زند. آنها میآیند این ایدهها را بزک میکنند و صاحب آن را حتی به سلبریتی تبدیل می کنند و همه همان بازیهایی را به راه میاندازند که شما امروز در این سرزمین گرامی میبینید.
هیچ عنصری به اندازه سیاستگذاری اقتصادی خردمندانه، نقشی سرنوشتساز در گسترش ملی ایفا نمیکند
مومنی گفت: در روبه رو با موج جهانی شدن اقتصاد در میانههای قرن نوزدهم، فردریک لیست میگوید هیچ عنصری به اندازه سیاستگذاری اقتصادی خردمندانه، نقشی سرنوشتساز در گسترش ملی ایفا نمیکند. اکنون ما مناسبات و شرایطی را ناظر هستیم که بیشمار آدرسهای غلط داده میشود. آن مناسبات، یعنی همان تغیرات سهگانهای که اندوختهسالاری جهانی بعد از انقلاب صنعتی جستوجو کرده، اگر با دقت بازدید شود، درسهای زیاد تکاندهندهای برای امروز ایران دارد.
امروز پرچم عدل در دست میگیرند ولی شوک درمانی ضد عدل را ترویج میکنند!
در کشورهای در حال گسترش گروهی یا از سر مزدوری یا از سر ندانستن، پرچم «جایگزینی واردات» را بالا میبرند ولی در عمل «گسترش واردات» را پیگیری میکنند
به حرف های این اقتصاددان؛ یکی از فریبهای بزرگ، درست همانند فریبی که میگویند «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»، این است که «جایگزینی واردات، سیاستی محکوم به ناکامی است». هنگامی کتاب فردریک لیست را مطالعه میکنید، میبینید که او به کتاب اسمیت ارجاع میدهد و میگوید خود اسمیت شهادت داده که هر دستاوردی که انگلستان پیدا کرده، از رهگذر پشتیبانیگرایی بوده است. اما اگر شما در چارچوب مناسبات استعماری، همان گونه که امروز میبینیم پرچم عدل در دست میگیرند ولی شوک درمانی ضد عدل را ترویج میکنند، به ماجرا نگاه کنید، درمییابید که در کشورهای در حال گسترش گروهی یا از سر مزدوری یا از سر نفهمی، پرچم «جایگزینی واردات» را بالا میبرند ولی در عمل «گسترش واردات» را پیگیری میکنند.
در حکومت پهلوی، هیچ یک از موازین واقعی جایگزینی واردات مراعات نشد
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه گفت: مثالاش همان پژوهش مسعود کارشناس، استاد مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی است. او توانایی صنعتی شدن ایران در دوره پهلوی را بازدید کرده و نشان داده است که ادعا می کردند چون حکومت پهلوی پیگیر جایگزینی واردات بوده، ناکامی خورده است؛ اما هنگامی به اعداد و رقم های گمرکی نگاه میکنید، میبینید کل واردات ایران در سال ۱۳۴۲ کمتر از ۲۰۰ میلیون دلار می بود، در حالی که در سال ۱۳۵۶ واردات کالاهای واسطهای و ماشینآلات به بیشتر از ۱۰ میلیارد دلار رسید. یعنی طی ۱۵ سال واردات ۵۰ برابر شد! این به روشنی مشخص می کند که هیچیک از موازین واقعی جایگزینی واردات مراعات نشد.
تورم ظالمانه ترین ابزار سیاستی شناخته شده در علم اقتصاد است
مومنی ابراز نظر کرد: اکنون نیز پشتیبانیهای گمرکی ما هیچ نسبتی با تحکیم تشکیل ملی ندارد؛ بلکه فقط پاسخگوی اعتیاد یک حکومت رانتی به منبع های مالی است. یعنی نیازهای مالی دولت تعیین میکند بر چه کالاهایی چه تعرفه ای وضع شود، نه الزامات پشتیبانی گرایی گسترشگرا. با این حال، فریب کاران امروز هم همان شعارها را تکرار میکنند. از همه مضحکتر، ادعای افرادی است که میگویند «با سیاست تورمزا میخواهیم عدل برقرار کنیم». به اتفاق آرا، عالمان اقتصاد اعتقاد دارند تورم ظالمانه ترین ابزار سیاستی شناخته شده در علم اقتصاد است. چون تورم ظالمانه ترین مالیاتی است که حکومت از فقیرترین گروههای اجتماعی میگیرد و به ثروتمندترین گروهها تقدیم میکند. آیا چیزی از این تحقیرآمیزتر و مبتذلتر هست؟ طنز تلختر ماجرا اینجاست که این سخنان از زبان احمدینژاد، روحانی، رئیسی و پزشکیان تکرار شده است و دلنشین آنکه مقدار تکرار پزشکیان در همین یک سال از هشت سال دیگران زیاد تر بوده است!
ارز ترکیبی، شوک ارزی جدیدی علیه معیشت فرودستان و به سود مافیاها است
این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد: مشکل مهم این است که مسئولان اقتصادی ما نه مبانی راه حلشناختی اقتصاد را فهمیدن میکنند، نه به تواناییهای جهانی اعتنا دارند، نه حتی از تواناییهای دولتهای قبل خود درس میگیرند. ای کاش دستکم به تواناییهای دولت خودشان دقت میکردند. همین چند هفته پیش، مرکز آمار گزارش تورم را انتشار کرد و نشان داد رکورد جهش قیمت کالاها و مواد غذایی در دوره یک ساله پزشکیان از رکورد سال ۱۴۰۱ دوره رئیسی هم فراتر رفته است. با این حال مجدد مقام مسئول اظهار میکند که «ارز ترجیحی را با ارز ترکیبی جانشین می کنیم»؛ که معنی دیگرش این است: شوک نرخ ارز تازه علیه معیشت فرودستان و به سود مافیاها.
مصدق با اصلاح ساختار هزینههای دولت، طراحی الگوهای گسترشگرا و ایستادگی در برابر مافیاها، ترکیبی حیرتانگیز از سلامت مالی و گسترش ملی به نمایش گذاشت
مومنی خاطرنشان کرد: هنگامی به تواناییهای تاریخی نگاه میکنیم، میبینیم فردریک لیست دقیقا همین هشدارها را داده می بود. یا نمونه درخشان دکتر مصدق هم این گونه است. او در شرایطی دولت را تحویل گرفت که کسری مالی شدید به سرزمین تحمیل شده می بود، اما ظرف ۲۸ ماه توانست برای سال ۱۳۳۲ بودجهای با تراز مثبت تدوین کند. این دستاورد همانند معجزه است. مصدق با اصلاح ساختار هزینههای دولت، طراحی الگوهای گسترشگرا و ایستادگی در برابر مافیاها، ترکیبی حیرتانگیز از سلامت مالی و گسترش ملی به نمایش گذاشت. حال قیاس کنید با برنامه تعدیل ساختاری که با شعار از بین بردن کسری مالی دولت در ایران پذیرفته شد؛ برنامهای که به جای افت کسری ها، آنها را تشدید کرد.
با شعار افت کسری مالی سر کار آمدند، اما در یک دوره ۳۰ ساله بدهی دولت را ده هزار برابر افزایش دادند!
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه گفت: آن تبصرهای که ضدعادلانهترین خصلت برنامه تعدیل ساختاری را به نمایش میگذارد، میگوید این برنامه که به نام کنترل کسری مالی معارفه شده، همه انقباضهای بودجهای را معطوف به نیازهای گسترشای سرزمین میکند. یعنی از زیرساختهای فیزیکی کم میگذارد، از مطرحهای عمرانی و بهداشت مردم کم میگذارد، از آموزش و رفاه مردم کم میگذارد و همه اینها را با سیاستهای تورم زا دو دستی تقدیم مافیاها و رباخوارها و واردکنندهها و دلالها میکند. کتاب «تاریخنگاری اقتصاد ایران در یک دوره ۶۰ ساله» نوشته دکتر عباس شاکری که سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۴۰۰ را بازدید کرده، مشخص می کند در وقتی که برنامه تعدیل ساختاری در ایران کلید خورد، کل کسری مالی دولت نزدیک به ۱۰۰ میلیارد تومان می بود؛ آن هم دولتی که یک دوره اقتصاد جنگی هشتساله را پشت سر گذاشته می بود. اینها در یک دوره ۳۰ ساله، یعنی ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۸، بدهی دولت را ،بر پایه همان استانداردی که با ۱۰۰ میلیارد شناسایی شده می بود، از مرز هزار هزار میلیارد تومان عبور دادند. یعنی با شعار افت کسری مالی سر کار آمدند، اما در یک دوره ۳۰ ساله بدهی دولت را ده هزار برابر افزایش دادند!
مومنی سوال کرد: حکومت گرامی یک شاقول و متر بگذارد؛ بگوییم یک سیاست اگر چند بار ناکامی خورد و چه مقدار فاجعه به بار آورد، دیگر کافی است!؟ اگر فردی مجدد همان سیاست را نظر داد، همان طور که امروز وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی، رئیسجمهور و معاون اول همه انها یکصدا درمورد استمرار همان سیاست میگویند، باید چطور پاسخگو باشد!؟ چطور باید از این مساله آگاه شوید که با این ابزار سیاستی در عرض ۳۰ سال بدهی دولت را ۱۰ هزار برابر کردند؛ اما باز میخواهید با همان ابزار کسری مالی را افت بدهید؟
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با گفتن این که این مساله شریفترین تکه کارنامه حکومت از نظر افلاس مالی است، آن هم کارنامهای که خود و با دست خود و با این سیاستهای مشکوک و ضدتوسعهای رقم زده، گفت: مقدار تعهدشان به آموزش، سلامت، زیرساختهای فیزیکی، مسکن، تغذیه و رفاه مردم نسبت به دوره مهندس موسوی؛ سقوطهایی وحشتناک کرده است. یعنی ما در شرایطی این کسری را داریم که دولت به شکلی مسئولیتگریزانه دائما از زیر بار مسئولیتهای سرنوشتسازش، که اینها حکم چسب امنیت ملی و نگه داری تمامیت ارضی سرزمین را دارند، طفره میرود و این تازه جدای از صدها میلیارد دلار فروش رانتی و فاسد داراییهای بیننسلی سرزمین تحت گفتن خصوصیسازی است.
مومنی در ادامه گفت: اگر همه اینها را کنار هم بگذاریم، میبینیم چطور این اتفاقات فاجعهآمیز دولت را به خاک سیاه نشاند، آن هم در شرایطی که بی سابقه ترین جهش ها در قیمت نفت بعد از جنگ رقم خورد. علاوه بر اینها هنگامی حکومت دچار افلاس مالی می شود یعنی چرخ های گسترش تماما پنچر شده است و امروز اینها پشت به گسترش می باشند، نه رو به گسترش. هنگامی پشت به گسترش می کنید، سیاستهایتان دائما محرومان، مستضعفان و طبقه متوسط و شریف ترین گروه های اجتماعی را تنبیه و مافیاها و رباخوارها و دلالها را تشویق میکند. با شوک قیمتی همه چیز را به سیطره رانت درمیآورید و این حدیث روزمره اقتصاد ایران شده است.
اصرار برای صدور مجوزهای تازه فولاد؛ پارتیبازی یا گسترش صنعتی؟
آن هم در حالی که ۱۱۰ میلیون تن مجوز راکد و ۶۵ میلیون تن مجوز با سرنوشت نامعلوم در زنجیره تشکیل فولاد داشتیم!
او پیشنهاد کرد: مشاوران شریف آقای رئیسجمهور، هیئت وزرا و نمایندگان مجلس یک کپی از مصاحبه محمد شریعتمداری، وزیر زمان صنایع، در جراید ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ بگیرند. او او گفت در حالی که ما ۱۱۰ میلیون تن مجوز راکد و ۶۵ میلیون تن مجوز با سرنوشت نامعلوم در زنجیره تشکیل فولاد داریم، همه مسئولان نظام با یک برادر اندوخته گذار پشت در اتاق معاون معدنی من نشسته اند تا مجدد مجوز تازه تشکیل فولاد بگیرند! روشن است که این مجوزهای رانتی معدنی چه دلالتهایی دارد؛ چون قسمت اعظم اینها در کمآبترین مناطق سرزمین مستقر خواهد شد، یعنی آب برترین صنایع رانتی را میبرند جایی که بحران آب را تشدید می کند. در عین حال، اینها آلوده کننده ترین صنایع هم محسوب خواهد شد و ویژگی مشترکشان این است که در شرایط بحران حاد اشتغال با کیفیت، جزو صنایع اندوخته بر به شمار می روال.
با بزک کردن خامفروشی، همان ارز نفتی را با ابعاد فاجعهآمیز مجدد از سرزمین خارج می کنند
این استاد اقتصاد گسترش یادآورشد: همان دورهای که حسن روحانی سر کار آمد و شعارشان «خروج غیرتورمی از رکود» می بود، هنگامی انها گفتند میخواهند امتیازهای غیرعادی تازه به این رانتیهای معدنی بدهند، کتابی تحت گفتن «اقتصاد سیاسی گسترش در ایران امروز» نوشتم. فصل پایانی کتاب نقد همان برنامه دولت روحانی می بود. نوشتم به طور متوسط برای مثال رانتیهای معدنی همانند پتروشیمی به ازای هر ۹۶ هزار دلار اندوخته فقط یک شغل تشکیل میکنند. میتوانید این اندوخته را به رشته فعالیتهایی که مضمون گسترشای دارند و ۵۰۰ برابر آن شغل تشکیل میکنند معطوف کنید. یقیناً اگر فهمید می شوید که خروج غیرتورمی از رکود الزام خلق فرصتهای شغلی مولد است. ولی همانند همیشه تاریخ ما این است که اسامی شیک انتخاب میکنند، اما به کام غیرمولدها همه میشود. من نام آن را گذاشتم «رانتخواری هفتلایه رانتی معدنیها». اینها با بزک کردن خامفروشی، همان ارز نفتی را با ابعاد فاجعهآمیز مجدد از سرزمین خارج می کنند.
گزارش رسمی که اذعان کرد اگر گاز را به جای متانول سازی مستقیم صادر میکردیم، عایدی ارزی سرزمین زیاد تر می شود
مومنی به نقل از رسمی ای که توسط یکی از نمایندگان مجلس در صحن علنی قرائت شد، اشاره کرد و او گفت: در آن گزارش آمده می بود وجه مسلط اندوختهگذاریهای ما در پتروشیمی، تشکیل متانول بوده است. بزرگ ترین رانت آنها، این است که گاز را با قیمت غیرمتعارف پایین در اختیارشان میگذارند. سپس محاسبه کرده می بود اگر همین گاز را به جای متانول سازی مستقیم صادر میکردیم، عایدی ارزی سرزمین زیاد تر می شد. شما چه میکنید در این مملکت؟! سپس شگفتی میکنند که چرا چرخهای این اقتصاد نمیچرخد.
در آخر جنگ، سهم رانتی معدنیها، همانند پتروشیمی و فولادسازها، از کل قیمت جاری بورس ایران زیر ۳۰ درصد می بود و در ۱۴۰۲ به بالای ۷۰ درصد رسید
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به فصل مربوط به بورس در ایران در دوران تعدیل ساختاری که در کتاب دکتر شاکری مورد بازدید قرار گرفته اشاره کرد و افزود: در همه دنیا فلسفه وجودی بورس، پشتیبانی به تامین مالی تولیدکنندگان است. اما در ایران چه؟ ایشان نشان می دهد در دوران تعدیل ساختاری، اگر به وزن و ضریب اهمیت بنگاهها از کل قیمت جاری بورس دقت کنید، می بینید آرایش نهادی فقط مافیاپروری، رانتمحوری، فسادپروری، نابرابرسازی و تعمیق وابستگیهای ذلتآور به خارج به وجود اورده است. در آخر جنگ، سهم رانتی معدنی ها، همانند پتروشیمی و فولادسازها، از کل قیمت جاری بورس ایران زیر ۳۰ درصد می بود. در سال ۱۴۰۲ این سهم به بالای ۷۰ درصد رسید!
اولین اصل موازنه عدمی، بهبود رابطه مردم با حکومت است
به باور مومنی؛ همه سخن فردریک لیست و دکتر مصدق این می بود که اگر ایران بخواهد سری در بین سرها داشته باشد و تحتالحمایه و آلت دست قوتهای بزرگ نشود، سیاستمحوری حکومت باید «موازنه عدمی» باشد. موازنه عدمی یعنی عدم باج دهی به قوتهای بزرگ. این هیچ زمان به معنی انفعال در دیپلماسی دنیا نیست، بلکه دقیقا بر برخورد فعال و عزتمندانه پافشاری دارد. میگوید که حواستان باشد ستون فقرات آن سیاست موازنه عدمی چند چیز است. اول این که به بهبود رابطه مردم با حکومت نیاز داریم. سپس در اقتصاد ایران در دوران دولت ملی، دکتر مصدق ۴۲ سازوکار به کار گرفته تا رابطه مردم با حکومت یک رابطه مبتنی بر موازنه قوا باشد. به همه نهادهای تخصصی مدنی جایگاه حقوقی داد، از تعرض به مطبوعات آزاد پیشگیری کرد، برای اداره دانشگاه تهران نسبت به حکومت استقلال تشکیل کرد و یقیناً هر کدامش چه مقدار ماجراها دارد. چون نهاد علم اگر جدا گانه نباشد نمیتواند در خدمت گسترش قرار گیرد.
هنگامی در حیطه اقتصاد این گونه از طریق برنامه تعدیل ساختاری شراکتزدایی میکنید، خدا به داد شراکتپذیری سیاسی برسد!
او با گفتن این که اصرار مصدق این می بود که مردم هم در تصمیمگیریهای حکومت و اجرای امور شراکت و هم در منافع حکومت و سیاستهای آن شراکت داشته باشند، نه این که شعار عدل بدهند و سیاستهای تورمزا و اشتغالزا تشکیل بکنند، گفت: سرشماریهای ایران را نگاه میکنید، از دوره سپس از جنگ مدام نزدیک به دو سوم جمعیت در سنین فعالیت در ایران هیچ نقشی در تشکیل ملی ندارند. هنگامی که در حیطه اقتصاد این گونه از طریق برنامه تعدیل ساختاری شراکتزدایی میکنید، خدا به داد شراکتپذیری سیاسی برسد! در همین دیالوگهایی که بین سیاسیون سرزمین میشود، دیدهاید؛ در مقام تخطئه کردن، برخیها میگویند: «آقا کل حمایتآراء فلان شخص به زیر ۵ درصد واجدین شرایط هم نمیرسد، به اندازه گلیمت پایت را دراز بکن!» این اصلا در محاورههای روزمره وجود دارد دیگر. شراکتپذیری اقتصادی که آنگونه باشد، شراکت پذیری سیاسی هم همان گونه میشود.
تنشزدایی، تسلیم نیست
مومنی یادآورشد: دکتر مصدق میگوید سیاست موازنه عدمی بر پایه تنشزدایی در مناسبات سیاست داخلی و سیاست خارجی است. اما تا میگوییم تنشزدایی، یک عده بدنشان کهیر میزند، میگویند بعد یعنی ما باید تسلیم خارجیها شویم؟ نه برادر، چه فردی او گفت شما تسلیم شوید؟ فقط نقش غضنفر را بازی نکنید! پاس گل به خارجیها برای مداخله در اقتصاد و سیاست ایران ندهید! واقعا سخنان حکیمانه ای از دکتر مصدق در این عرصه وجود دارد و نشان می دهد اگر اینها این مسائل را بفهمند سرزمین چه مقدار کم هزینه تر اداره میشود، چه مقدار بزرگ است. دکتر مصدق، به نقل از نزدیکان و اطرافیانش میاو گفت به ما حرف های می بود ما که یک سیستم امنیتی و اطلاعاتی پیچیده نداریم، به یک شاقول نیاز داریم. ببینید الان هم این به کار می آید. دکتر مصدق حرف های می بود یک شاقول وجود دارد هر کس به هر عنوانی بخواهد رابطه مردم با حکومت در داخل و رابطه ایران با خارج را دستخوش تنش بکند، باید به دیده تردید به او نگاه کرد.
این اقتصاددان خاطرنشان کرد: میدانید که چه مقدار این مرد با ادب می بود، چه مقدار عفت کلام داشت و چه مقدار قیامت هراس می بود؛ یعنی به سادگی هر عبارتی از دهان این آدم خارج نمی شد. او میاو گفت نمیگویم اینها مزدورند، توده نفتیاند، میگویم با دیده تردید به هر فردی نگاه بکنید که بیعلت میخواهد ایران هم در داخل و هم در خارج دچار تشنج بشود.
دکتر مصدق میگوید در قلب این سیاست ارتقاء بنیه تشکیل فناورانه قرار دارد
او در ادامه گفت: با همین عینک، برای مثال از ۱۳۸۴ تا ایران امروز را جستوجو کنید و ببینید که در همین دوره فقط اسناد ربط با بیرون چند نفرشان تا اکنون بیرون آمده و اسناد فسادهای بزرگ مالی چند نفر از آنها افشا شده که نانشان در تشنجآفرینی بوده، هم در ربط بین حکومت و مردم و هم در ربط بین ایران و دنیای خارج. آن زمان دکتر مصدق میگوید در قلب این سیاست ارتقاء بنیه تشکیل فناورانه قرار دارد. میگوید سیاست موازنه عدمی در چارچوب آن چیزی که مکتب تاریخی آلمان به شکل مبسوط و روشمند نقل کرده، باید در هم ترازی فناورانه با پیشگامان دنیا مقصدگذاری شود.
سهم ماشینآلات و فناوری در بورس از ۷ درصد به ۲.۸ سقوط کرده است
مومنی اصرار کرد: آقای شاکری میگوید در بورس، در حالی که سهم رانتی معدنیها که ضریب وابستگیشان وحشتناک بالاست، آلودهکننده و آببر هم می باشند، اشتغالزاییشان هم زیاد ناچیز است، سهم آن بنگاههایی که در حوزه فعالیت ساخت ماشینآلات و فناوری مشغول بودند از ۷.۱ درصد قیمت جاری بورس در سال ۱۳۹۵ به ۲.۸ درصد در ۱۴۰۰ سقوط کرده است.
از ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۲ اندازه جمعیتی که از اشکار کردن کار سرخورده شدهاند، از مرز ۱۰ میلیون نفر عبور کرده
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآورشد: از همه تکاندهندهتر این که همین چند زمان پیش وزارت کار اطلاعاتی از بازار کار ایران انتشار کرد که نشان می دهد از ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۲ اندازه جمعیتی که از اشکار کردن کار سرخورده شدهاند، از مرز ۱۰ میلیون نفر عبور کرده. واقعاً برخی چیزها هنگامی نگاه میکنی زیاد مضحک به نظر میرسد. در این شرایط، دادههای رسمی نرخ بیکاری ایران میگوید ۷ درصد است، در حالی که در متون اقتصادی مینویسند نرخ طبیعی بیکاری بین ۸ تا ۹ درصد است. یعنی اگر این ۷ درصد معنی داشت ما فراتر از اشتغال کامل هستیم در این مملکت! در حالی که برای مثال دادههای سرشماری ما میگوید در این ۳۷-۳۸ ساله نزدیک به دو سوم جمعیت در سنین فعالیت هیچ نقشی در تشکیل ملی ندارند، اما نرخ رسمی بیکاری ما میگوید بیکاری ۷ درصد است!
اندازه جمعیت سرخورده از جستجوی کار به نزدیک به ۱۰ میلیون نفر رسیده و چون اینها در جستجوی کار نیستند، جزء بیکاران محسوب نمیشوند
مومنی به نقد دقت در انتشار کردن داده های رسمی در ایران پرداخت و او گفت: اندازه جمعیتی که سرخورده و از جستجوی کار و دیگر نومید شدهاند از این که جستوجو کار بروند، به نزدیک به ۱۰ میلیون نفر رسیده. و چون اینها در جستجوی کار نیستند، جزء بیکاران محسوب نمیشوند. آمریکاییها که برای مثال نوک پیکان نوآوری های علمی و فنی می باشند، شش جور آمارگیری مربوط به اشتغال و بیکاری دارند؛ هر کدامشان یک چیزهایی را مشخص می کند و یک چیزهایی را نشان نمیدهد. در مملکتی که میگویند ۸۹ درصد فقرا فقیران اسبق و لاحق می باشند، یعنی بازنشسته ها و شاغلان جاری؛ یعنی آنهایی که همه زمان کار می کنند اما نمی توانند از حداقل معیشت برخوردار شوند. در این شرایط، نباید برای مثال بیکاری را اینگونه تعریف کنیم که از نظر ما شاغل فردی است که برای مثال در آخرین هفته منتهی به بیکاری چند ساعت به کاری مشغول بوده. آن اشتغال همه زمان هم نمیتواند از مسئولیت این سیاستهای فقرزا برای معیشت مردم بر بیاید. نباید به این تعریفها دل خوش کرد.
سهم نساجی از اشتغال صنعتی در آخر جنگ در ایران از ۳۲ درصد به زیر ۵ درصد افتاده است
وی با اصرار بر این که مرکز آمار در گزارشی می گوید این آمار دل خوش کنکِ پوچ و توخالی از بیکاری یازده عیب ساختاری دارد و قادر نیست حقیقت را گفتن کند، گفت: سهم فقط نساجی از اشتغال صنعتی در آخر جنگ در ایران نزدیک به ۳۲ درصد بوده، اکنون به زیر ۵ درصد افتاده است. یعنی اینها با آن تورم رانتی که تشکیل کردند در همان رانتی معدنی ها، فروپاشی برای مثال صنعت نساجی و صنعت کفش و صنعت چرم و همانند اینها را نهان کردند و نگذاشتند که حکومت گران ما فهمید شوند که با این سیاستها چه بر سر سرزمین و بنیه تشکیل صنعتیاش آمده است.
این اقتصاددان در آخر با گفتن این که سهم مجموع همه این صنایع در کنار هم در سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۰.۷ درصد بوده است، یعنی تقریبا دو سوم یک درصد، اظهارداشت: در دوره ۹۵ تا ۱۴۰۰ آن سهم رسیده به ۰.۲ درصد! این همه بههم ریختگی و آشفتگی در تاثییر سیاستهای تورمزا تشکیل شده است. آنجا دکتر مصدق دائما روال تغیرات قیمت مایحتاج مردم و مایحتاج تولیدکنندگان را رصد میکرد و سخت گیرانه ترین عکس العملها را در این دو عرصه نشان داده می بود.
منبع: جماران
دسته بندی مطالب
منبع
More Stories
تنشزدایی به معنی تسلیم نیست_خبردار
تنشزدایی به معنی تسلیم نیست_خبردار
تنشزدایی به معنی تسلیم نیست_خبردار