خبردار
این چنین تحول شکلی دنیای کسبوکار و روابط ژئوپلیتیکی را منقلب خواهد کرد. هوش مصنوعی به گفتن ابزاری تازه که تا این مدت تعداد بسیاری از وجوه آن ناشناخته است، به هر حوزهای که ورود کند میتواند حساسیتهایی را برانگیزد و نگرانیهای را تشکیل کند، اما احتمالا حساسترین حوزهای که بیم آن میرود زیان های هوش مصنوعی در آن بیشتر از مزایایش باشد، عرصه سیاست است.
ایران در سال ۱۴۰۰ (۲۰۲۱) نقشه راه ملی گسترش هوش مصنوعی را با مقصد قرار گرفتن در بین ۱۰ سرزمین برتر جهان تا سال ۱۴۱۰ (۲۰۳۱-۲۰۳۲) تدوین کرد. این سند بلندپروازانه وعده میدهد که با آموزش ۶۰۰ هزار متخصص، اندوختهگذاری ۸ میلیارد دلاری در یک دهه و دستیابی به سهم ۱۲ درصدی AI در تشکیل ناخالص ملی، ایران را به یک قوت جهانی در این حوزه تبدیل کند. روی کاغذ، همهچیز قشنگ به نظر میرسد. اما حقیقت؟ یک آشوب سازمانی همهعیار. چندین نهاد دولتی با مسئولیتهای متداخل_از معاونت علمی و فناوری گرفته تا وزارت علوم، وزارت ارتباطات و شورای عالی فضای مجازی—در حال کشمکش بر سر قیمومیت این حوزه می باشند، بدون این که هیچکدام قوت یا هماهنگی ملزوم برای پیشبرد یک استراتژی منسجم را داشته باشند. این هرجومرج، ریشه در تغییرات مکرر دولتها دارد.
ماجرا از دولت سیزدهم اغاز شد. با سروصدای زیاد، سازمان ملی هوش مصنوعی را به گفتن سازمانی جدا گانه! زیر نظر رئیسجمهور راه انداختند. ساختمانی نیمههمه در ملاصدرا اجاره کردند، تابلو نصب کردند و معاون اول زمان با ژست فاتحانه آن را افتتاح کرد. اما این نمایش خیالی حتی رنگ قانون به خودش ندید! اکنون در دولت تازه، با یک چرخش ۱۸۰ درجهای، هیئت دولت به ریاست پزشکیان این سازمان را به حالت تعلیق درآورد و بهجای آن، یک «ستاد گسترش فناوری و کاربردی هوش مصنوعی» را بدون مصوبه قانونی و فاقد هرگونه شفافیت، علم کرد. فقط یک بازی دیگر برای پر کردن رزومه مدیران! صادق خانی علیاکبری، رئیس شورای تخصصی هوش مصنوعی، با طعنه میگوید: «همه خود را قیم هوش مصنوعی میدانند، اما نتیجه؟ هیچ!» این آشفتگی، پروژههای AI را به محاق برده و اندوختهگذاریها را در هالهای از ابهام غرق کرده. محمدباقر سجادی، نایبرئیس کمیسیون هوش مصنوعی نظام صنفی رایانهای، هم هشدار میدهد که بدون رگولاتوری، این حوزه یا به هرجومرج میافتد یا به کل نابود میشود.
با این حال، ایران بیکار ننشسته است. در سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴)، نمونه اولیه پلتفرم ملی هوش مصنوعی با همکاری دانشگاه صنعتی شریف رونمایی شد که قرار است تا مارس ۲۰۲۶ به طور کامل عملیاتی شود. این پروژه، قرار است بستری برای گسترش برنامههای بومی AI باشد. اما آیا این کافی است؟ نه هنگامی که توانایی های سرزمین در حال فرارند. فرار مغزها به یک بحران تبدیل شده است؛ متخصصان ایرانی، خسته از بوروکراسی، نبوده است حمایتو زیرساختهای ضعیف، به جستوجو زمانهای بهتر در خارج میروال و کیست که بتواند آنها را سرزنش کند؟
قسمت خصوصی هم دستوپا میزند. برخی شرکتهای دانشبنیان پتانسیل بالایی دارند، اما بدون حمایتمالی و قانونی، یا در نطفه خفه خواهد شد یا به حاشیه میروال. در روبه رو برخی اپلیکیشنها یا پلتفرمهای دادهمحور نشان خواهند داد که قسمت خصوصی تشنه نوآوری است. یقیناً اگر سیاستگذاران دست از دعوای قیمهها بردارند و مقداری میدان بدهند.
مشکل فقط هوش مصنوعی نیست؛ این یک بیماری مزمن است که ریشه در ساختار سیاستگذاری علم و فناوری ایران دارد و میتوان عوامل زیر را به گفتن ریشه اساسی این بیماری دانست:
۱– هرجومرج نهادی: یعنی نهادهای متعدد با ماموریت های تکراری، بدون یک رهبر مقتدر. شورای عالی فضای مجازی، وزارت علوم، وزارت ارتباطات، معاونت علمی؛ همه مدعیاند ولی هیچکدام پاسخگو نیستند و نتیجه، چیزی جز یک هیچکاره سالاری همه عیار نبوده و نیست.
۲– بیبرنامگی مطلق: در حالی که کشورهای پیشرو برنامههای ۲۰ ساله برای هوش مصنوعی دارند، ایران دچار مصوبات یکشبه و لغوهای بیعلتاست.
۳– بیاعتنایی به قسمت خصوصی: شرکتهای دانشبنیان با دست خالی میجنگند، اما کوتاه از یک حمایتمالی یا قانون درست و درمان.
۴– زیرساختهای قرون وسطایی: اینترنت لاک پشتی، نبوده است مراکز داده پیشرفته و قطعی برق، ایران را زمینگیر و بهکارگیری هوش مصنوعی را عملا به یک شوخی تبدیل کرده است. این چرخه معیوب، ایران را در همه فناوریهای نوظهور عقب نگه داشته و به حاشیه رانده است. هنگامی اینترنت، بلاکچین یا AI در جهان به اقتصاد و فرهنگ گره میخورد، ما تازه یادمان میافتد که به فکر راه اندازی کمیته و نوشتن مصوبه بیفتیم. نتیجه؟ یا فناوری را با تأخیر و هزینه گزاف داخل میکنیم، یا کاسه چهکنم دست میگیریم و مصرفکننده ذلیل دیگران میشویم.
در نتیجه، عقبماندگی در هوش مصنوعی طی دهه آینده میتواند به افت نفوذ سیاسی، وابستگی فرهنگی، عقبافتادگی فناوری، شکنندگی اقتصادی و نابرابری اجتماعی منجر شود. برای جلوگیری از این پیامدها، کشورها باید اندوختهگذاری در زیرساختها، آموزش نیروی انسانی و تدوین چارچوبهای قانونی را در برتری قرار دهند. گزارشهای آکادمیک تازه، از جمله استنفورد و IPSC، پافشاری میکنند که هدایت مدبرانه هوش مصنوعی میتواند مزایای آن را عادلانه توزیع کرده و از تهدیدات آن بکاهد. بدون عمل سریع، کشورهای عقبمانده نهتنها از مزایای این فناوری محروم خواهد شد، بلکه در برابر تأثیرات منفی آن صدمهپذیرتر خواهند می بود.
جهان با AI آینده را بازنویسی میکند، اما ایران در خواب بوروکراتیک غوطهور است. اگر قرار است روزی در جمع ۱۰ سرزمین برتر باشیم، باید این بساط مضحک قیمومیت را جمع کنیم، یک نهاد چابک و مقتدر بسازیم و بهجای حاشیهسازی، زیرساخت و قسمت خصوصی را دریابیم. ساعت در حال تیکتاک است و جهان چشم به راه نمیماند. یا بیدار میشویم، یا قطار AI حرکت میکند و ما، با حسرت، از ایستگاه نظارهگر خواهیم می بود و باز باید حسرت بخوریم که چرا هنگامی دنیا به مریخ رسید، ما تا این مدت در پیچ و خم کاغذبازیهای ملاصدرا گیر کرده بودیم. بیدار شوید، قبل از این که زیاد دیر شود!
دسته بندی مطالب
More Stories
طنزی تلخ به نام هوش مصنوعی در ایران_خبردار
طنزی تلخ به نام هوش مصنوعی در ایران_خبردار
طنزی تلخ به نام هوش مصنوعی در ایران_خبردار