خبردار
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه هم میهن در گزارشی با تیتر«یک کابوس جمعی» به بازدید شوک های روانی ناشی از افزایش قیمت دلار و طلا پرداخته و نوشته است؛
از وقتی که قیمت دلار داخل کانال سه هزار تومان شد و بعد از آن روال افزایشی آنقدر ادامه یافت که اکنون به ۱۰۰هزار تومان نزدیک شده، ایرانیها از آنچه قرار است این ماجرا بر سرشان بیاورد، انگشت به دندان گزیدهاند. افزایش قیمت دلار و طلا، اکنون تبدیل به یک عادت دیرینه شده، شب خوابیدن و صبح بیدار شدن با قیمتهای تازه هم؛ عادتی که مدام تکرار میشود اما عادی نمیشود.
حکایت این روزها هم شبیه است. مردم هر روز، بیشتر از آنکه حال هم را بپرسند، با حیرت و نگرانی از قیمت دلار و طلا میگویند و از هم میپرسند: «اکنون چه میشود؟»، برخی از سطور تذکرهالاولیا وام گرفتند و نوشتند: «چطور باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یکی بر تختهای بماند؟» و برخی از ناامیدی، افسردگی و حال بد، از این که ادامهدادن برایشان سخت شده؛ یک کابوس جمعی.
کاربران شبکههای اجتماعی این چند روز را با انتشار کردن نگرانیهایشان در این باره گذراندهاند؛ آنها در استوریهای حسابهای اینستاگرام، چندین دفعه نوشتند که چند روز در صفحههای کسبوکارهایشان فعالیت نخواهند کرد. در حسابهای شبکه ایکس نوشتند که از هراس آیندهای تاریک، دچار اضطرابهای شدید شدهاند و در پستهایشان نوشتند که ادامهدادن برایشان یک کار پرزحمت شده.
مائده یکی از افرادی است که از حس و حالش اینطور نوشته است: «یادم به ایامی میافتد که در تحریریه روزنامه، برای افزایش ۲۰۰ تومانی دلار، صفحه یک میبستیم، هشدار میدادیم، نقد و تحلیل و چه و چه که اگر دلار به چهار تومان برسد، که اگر اقتصاد ایران بیارامش باقی بماند، که اگر… اکنون در کابوس جمعی به تماشای دلار ۹۰ هزار تومانی نشستهایم.» او گفتوگوها در دنیای واقعی هم این روزها، همه حول شوکی است که بازار ارز و طلا به جامعه داخل کرده.
سهیل، مرد ۳۸ سالهای است که میگوید هربار با افزایش قیمتها به این فکر میکند که در عمر کوتاهش در وطنش ایران، چهها که ندیده است: «من آدم امیدواریام؛ در همه این سالها، هربار بحرانی پیش میآید با خودم میگویم این هم میگذرد و ما دوام میآوریم اما اکنون حس میکنم کاسه صبرم دیگر لبریز شده است. این روزها فکر میکنم یک آدم تا کجا میتواند تحمل کند؟ جوانی ما در هول و ولای قیمتها گذشت.» اینها سخنهای شبیه فاطمه ۴۰ ساله هم هست؛ او و همسرش بهتازگی تصمیم گرفتهاند که بچهدار شوند اما تصمیمشان با نرخ تازه دلار و طلا متزلزل شده. فاطمه میگوید، نمیتواند خودش را راضی کند انسانی را به این سرزمین اضافه کند.
درماندگی کسبوکارهای کوچک
هدی یکسال است که کار فروش آنلاین قهوه را اغاز کرده و از همان زمان تا امروز، هر روز با افزایش قیمت دلار مواجه شده است. هزینه دلاری که او برای خرید یککیلو قهوه باکیفیت هزینه میکند، بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ دلار است و بسته به کیفیت آن تحول میکند. تا پیش از حذف ارز نیمایی قهوه، این کالا هم شامل آن میشد اما سپس از حذف آن، اکنون هزینه وارداتاش افزایش یافته و کسبوکارهایی همانند هدی باید با قیمت بالاتری آن را بفروشند؛ اتفاقی که علتمیشود مردم قهوه را از سبد خرید خودشان حذف کنند.
«از سال قبل تا امسال قیمت دلار هر روز در حال تحول است. بهعلت شرایط جغرافیایی ایران، قهوه در ایران کشت نمیشود و باید آن را از کشورهای همسایه داخل کنیم. قیمت دلاری هر یککیلو قهوه برای ما که از امارات آن را داخل میکنیم، بین ۵۰۰ تا ۷۰۰-۶۰۰ هزار تومان میشود و به کیفیت و نوع آن بستگی دارد. اما چرا اینقدر گران است؟ چون واردات آن با نرخ دلار آزاد حساب میشود و قیمت قهوه دانهسبز برای ما دوبرابر میشود.»
در این شرایط، قیمت فروش قهوه با بستهبندی، رست کردن و هزینه ارسال، نزدیک به یکمیلیون یا مقداری زیاد تر میشود. «در این شرایط مردم چندان مطمعن نمیکنند که این هزینه را برای خرید قهوه صرف کنند. یکمیلیون و ۲۰۰ هزار تومان هزینه کردهایم اما در کسبوکار آنلاین درنهایت ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان سود میکنیم.»
با افزایش قیمت دلار، مشتریهای هدی و تعداد بسیاری از فروشگاههای آنلاین، کمتر شدهاند و فروشندهها میگویند قوت خرید مردم آمده پایین و زیاد هم نمیخرند. «این نوشته علتافت فروش تعداد بسیاری از کسبوکارهای کوچک میشود، بهاختصاصی درمورد کالایی که من میفروشم؛ چون الزامی نیست و امکان پذیر مردم آن را از سبد خانوار خود حذف کنند.»
مریم هم همین توانایی را پشتسر میگذارد. او از هشتسال پیش کار ساخت سفال و سرامیک را اغاز کرده است و با هر بار افزایش قیمت دلار، با رشد شدید قیمت مواد اولیه مواجه میشود و در این شرایط باید تصمیم بگیرد که قیمت تولیداتش را افزایش دهد یا خیر؟ مشتریان او طبق معمولً تولیدات او را برای هدیه و منفعت گیری روزمره خواست خواهند داد و امکان پذیر با هربار افزایش قیمت، آنها هم محصولات سرامیکی را از سبد خرید خود حذف کنند.
«در این شرایط با افزایش قیمت مواد اولیه، ما هم ناچار میشویم قیمت محصولات را بالا ببریم، درنتیجه مردم هم کمتر خرید میکنند. بهگفتن مثال قیمت لعاب لاجوردی که من دو سال پیش کیلویی سهمیلیون و ۸۰۰ هزار تومان تهیه میکردم، امروز نزدیک به ۹ میلیون تومان است. درصورتیکه در اینزمان قیمت محصولم را به این اندازه افزایش ندادهام.» او ناچار است از سود تشکیل محصولاتش کم کند تا فروش ادامه اشکار کند. «این روال علتمیشود کارگاههای کوچکی همانند من از گردونه تشکیل خارج شوند و خودشان را از بازار حذف کنند.»
فروشندگان محصولات اولیه با هربار تحول قیمت دلار، محصولاتشان را به بازار اراعه نمیکنند و چشم به راه میهمانند که قیمتها به ارامش برسد. مریم هم این توانایی را دارد. «قرار می بود آبانماه کورهای بخرم که قیمتاش ۵۵ میلیون تومان می بود، آنموقع قیمت دلار نزدیک به ۶۰ هزار تومان می بود. الان اگر بخواهم این کوره را تهیه کنم، میگویند تا قیمت دلار ثابت نشود، نمیفروشیم و هماهنگ با درصد افزایش قیمت دلار، قیمت کوره را هم افزایش خواهند داد.»
اینها مشکلاتی است که صاحبان کسبوکارهای دیگر هم با آن مواجه شدهاند؛ همانند مرجان که چهار سال است محصولات خوردنی میفروشد. برای او همیشه بازار عید پرتلاطم بوده ولی امسال شدیدتر بوده است. او میگوید بهعلت افزایش قیمت دلار، میوهها را از بازار جمع و صادر میکنند و اکنون قیمت فروش هرکیلو گوجه خشک برای او که تولیدکننده این محصول است، از کیلویی ۳۰۰ هزار تومان به ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.
در این شرایط مشتریان او حجم خواستها را افت خواهند داد. «الان باید گوجه را کیلویی ۴۰ هزار تومان بخریم و خشک کنیم. برخی میوهها همانند انبه و نارگیل هم تحتتاثییر قیمت دلار، گران خواهد شد و واردکننده هم به قیمت امروز میفروشد. نمیتوان او گفت که بازار بهصورت کامل میخوابد ولی اگر قبلاً بیشترین فروش در وزن نیمکیلو و یککیلو می بود، الان روی ۲۵۰ گرم است و درواقع سبد مردم کوچکتر میشود. اتفاق تلخ دیگر این است که برای خرید خوراکیهای ارزانتر، جنسهای قدیمی به بازار میآیند که از نظر بهداشتی باید حذف میشدند، اما آنها را بوداده میکنند، تثیبتکننده رنگ اضافه میکنند و داخل بازار میکنند؛ درحالیکه اصلاً قیمت غذایی ندارند.»
آزاده، بازنشسته است و افزایش قیمت دلار برای او همانند یک شوک اساسی و کابوسی جدی است. حتی پسر ۱۵ ساله او هم اکنون دلواپس قیمت دلار است. «سفرههایمان از آنچه که می بود، کوچکتر شده است. شیرینی که میخواهم بپزم و موادش را دو ماه پیش خریدم، از هفته دیگر قرار است با ۲۵ درصد افزایش قیمت تحویل بگیرم. این رقم برای مواد اولیه معمولی است، اما زیاد از کارهای خرد و خودگردان حتماً با این شرایط از بین میروال.»
صاحبان کسبوکارهای آنلاین میگویند که اگر این شرایط ادامه اشکار کند، امکان پذیر به زودی کارشان را تعطیل کنند یا حداقل برای مدتی آن را متوقف کنند. همانند دورهای که اینستاگرام فیلتر شد و تعداد بسیاری از کسبوکارهای آنلاین از بین رفت، دور از ذهن نیست که در این طوفان افزایش قیمت دلار مجدد این اتفاق رخ دهد. زهرا، برندی برای دوخت وسایل آشپزخانه دارد و اکنون با بیثباتی بازار، تعداد بسیاری از مشتریان او یا از حجم خواستها کم میکنند یا آن را بعد میگیرند.
شرایط بازار هیچ ثباتی ندارد و قیمت دلار ربط مستقیمی با وسایل اولیه کار او همانند پارچه، پشمشیشه و… دارد و او ناچار است فهرست قیمتهای کار او را تحول دهد. «با این وضع قیمتها اصلاً صرفه اقتصادی ندارد که برای آن زمان بگذاری چون چیزی برای آدم نمیماند و هنر گوشه کوچکی از ارتزاق ما را هم شامل نمیشود. در این زمان موارد بسیاری داشتم که بهعلت قیمت یا خواست را محدود کرده یا حذف کردهاند.
زیاد از ما که کسبوکارهای کوچکی داریم، همه امیدمان به فروش است و در این شرایط زیاد تر زیان میکنیم. نه میتوانیم فروش را زیاد تر کنیم، نه اندوخته را در خانه دپو کنیم. در سختی وحشتناکی قرار گرفتهایم و اگر شرایط به همین روال ادامه اشکار کند، تعداد بسیاری از ما ناچار میشویم حتی برای زمان محدودی کارمان را متوقف کنیم. هنگامی در این چرخه معیوب قرار میگیری، مرتب کار تشکیل میکنی ولی فروش و سودی نداری؛ ادامه کار توجیه ندارد.»
۲۷۲۷
دسته بندی مطالب
More Stories
شوک بازار ارز و طلا بر اوضاع روانی و اجتماعی مردم/ یک کابوس جمعی/ جوانی ما در هول و ولای قیمتها گذشت/ پسر ۱۵ ساله ام هم دلواپس قیمت دلار است_خبردار
شوک بازار ارز و طلا بر اوضاع روانی و اجتماعی مردم/ یک کابوس جمعی/ جوانی ما در هول و ولای قیمتها گذشت/ پسر ۱۵ ساله ام هم دلواپس قیمت دلار است_خبردار
شوک بازار ارز و طلا بر اوضاع روانی و اجتماعی مردم/ یک کابوس جمعی/ جوانی ما در هول و ولای قیمتها گذشت/ پسر ۱۵ ساله ام هم دلواپس قیمت دلار است_خبردار