دکتر اسدالهنژاد حفظ بنیاد در جامعه عامل تولید خشونت است
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبردار؛ به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پس از نمایش فیلم بنشیهای اینیشرین نشستی با عنوان ناممکن شدن کنار هم زیستن برگزار شد. مهسا اسدالهنژاد، دکترای جامعهشناسی سیاسی، در این جلسه که مدیریت آن بر عهده کیوان کثیریان، مدیر سینماتک خانه هنرمندان ایران بود، به تحلیل لایههای اجتماعی و فلسفی فیلم پرداخت.
تحلیل تنش میان دو شخصیت اصلی فیلم
در آغاز گفت در فیلم تنشی میان کالم و پادریک وجود دارد که در بطن یک جنگ داخلی در دوردست رخ میدهد. ما ابتدا تنش این دو را در سطح یک سرزمین میبینیم، اما برای درک واقعی باید به تنش اصلی در دوردست توجه کنیم. در نگاه اول کالم بیرحم و پادریک قربانی به نظر میرسد، اما با پیشروی فیلم و بریدن انگشتان توسط کالم، خشونت به اوج میرسد. صحنههایی که پادریک پس از مرگ خر میگوید بازی تازه آغاز شده باعث تردید در قضاوت اولیه مخاطب میشود.
اخلاق بردگی و اخلاق سروری در مناسبات دو شخصیت
این جامعهشناس با استناد به تبارشناسی اخلاق نیچه، تفاوت میان اخلاق بردگی و اخلاق سروری را تشریح کرد. او گفت اخلاق بردگی به معنای مهربانی و فروتنی برای حفظ آرامش است، در حالی که اخلاق سروری با قدرت آفرینش و فعالسازی نیروهای درونی شناخته میشود. کالم نماد نیروی کنشگر و آفرینشگر است که میخواهد موسیقی بسازد، در حالی که پادریک نماینده نیروی واکنشی و کینتوز است که ناتوان از خلق ارزش، به نفی ارزشهای دیگر میپردازد.
مکانیزم کینتوزی و وجدان معذب
افزود انسان کینتوز با تولید وجدان معذب، نیروی کنشگر را متهم به گناه میکند. در فیلم کالم با بریدن انگشتان، پروژه وجدان معذب را رد میکند چون احساس گناه نمیکند. کشیش او را گناهکار میداند اما کالم پذیرا نیست. این نشاندهنده ویژگیهای اخلاق سروری است که گناه را خود ارزیابی میکند. پادریک درد را بیرونی میکند و طلب انتقام را با خشونت پیگیری میکند، در حالی که کالم از منطق بدهی و طلبکاری خارج شده است.
نیهیلیسم واکنشی و نقش حافظه
به گفته او، نیچه میگوید نیروهای واکنشی به حافظه وابستهاند چون از دست رفتن امنیتشان را تهدید میکند. پادریک با یادآوری گذشته سعی میکند کالم را به بدهیهای قبلی باندد. این رابطه بدهکار و طلبکار، تصوری از عدالت میسازد که در واقع مجازات کینتوزانه است. بدهی هرگز صاف نمیشود و چرخه خشونت تداوم مییابد.
آریگویی به زندگی و تفاوت میان دو نوع آری
بیان کرد نیروی کنشگر قدرت آریگویی به زندگی دارد. در فیلم دو نوع آری وجود دارد آری کالم که آری آفرینش و تفاوت است، و آری پادریک که آری بارکشانه و منفعلانه است، شبیه به خر، پلیس و کلیسا که همیشه بار گذشته را میکشند. صحنه پایانی فیلم نشان میدهد کالم از مرگ نمیترسد و میتواند بگوید چه نمیخواهد، اما پادریک تنها نیستی را میخواهد و نمیتواند تفاوت را بپذیرد.
جنگ، بنیاد و عدم پذیرش تفاوت
این جامعهشناس با اشاره به دیالوگ کالم و پادریک درباره بنشیهای اینیشرین، به مفهوم دلیل کافی و بنیاد در جامعه پرداخت. او گفت جنگ لحظهست که جامعه برای حفظ بنیاد خود میجنگد، چون حفظ بنیاد خشونت تولید میکند. جامعهای که نمیتواند با تفاوت کنار بیاید و هر چیز را بر مبنای یک اصل ثابت توضیح دهد، به جنگ مداوم محکوم است. تنها راه عبور از خشونت، پذیرش تفاوت و قدرت آفرینشگری است، نه تکیه بر بنیادها و حافظه گذشته.
پاسخ به پرسشها و جمعبندی
در پایان جلسه، اسدالهنژاد در پاسخ به سوال کیوان کثیریان درباره نسبت فیلم با جامعه و بنیاد، تأکید کرد بنیاد نوعی به یاد آوردن است که امنیت میدهد. اخلاق بردگی همه چیز را بر اساس سودمندی و فایده ارزیابی میکند. تفاوت در مدل کالم میتواند خطرناک به نظر برسد چون سودمندی اجتماعی ندارد. جامعهای که نتواند تغییر را بپذیرد و بر حفظ گذشته اصرار دارد، حتی با قیمت نابودی خود، تفاوت را نمیپذیرد و این لحظه آغاز خشونت است. واکنشی تنها گذشته را تکرار میکنند، در حالی که قول و پیمان، رو به آینده است و میتواند پایه جامعه جدید باشد.





More Stories
نگذارید علی ضیا در نمایشخانگی هم عادیسازی کند/ «گنگ» نمایش بیضابطهای که از همه خطوط قرمز عبور کرد_خبردار
استقبال نوجوانان از یک کتاب درمورد امام زمان(عج)_خبردار
معارفه 25 مستند مختصر در قسمت مسابقه ملی “سینماحقیقت 19″_خبردار