آقای دولت و بانک مرکزی؛ اقتصاد در بحران است، شما کجای ماجرا ایستاده‌اید؟_خبردار

آقای دولت و بانک مرکزی؛ اقتصاد در بحران است، شما کجای ماجرا ایستاده‌اید؟

[ad_1]
خبردار

درحالی‌که مردم زیر بار التهاب قیمت‌های طلا و ارز مانده‌اند، دولت با مصوباتی چون حذف ارز ترجیحی و واردات بدون انتقال ارز عملاً بر آتش گرانی دمیده است. سوال اکنون روشن است: بانک مرکزی و دولت دقیقاً کجا ایستاده‌اند هنگامی بازار، این‌این چنین رها شده است؟

به نقل از خبردار، بازار ارز و طلا در نخستین ساعت اغاز به کار خود در روز جاری (سه‌شنبه 18 آذرماه)، چهره‌ای آشکارا التهاب و دلواپس‌کننده داشت. دلار با نرخ 126 هزار تومان بر روی تابلوها نشست، تتر در مرز 127 هزار تومان خرید وفروش شد، سکه همه بهار آزادی در کانال 134 میلیون تومان قرار گرفت و طلای 18 عیار نیز به مرز 12 میلیون و 800 هزار تومان رسید.

این رقم های دیگر فقطً «اعداد اقتصادی» نیستند؛ نشانه آشکار بی‌اعتمادی و تداوم خطاهای سیاستی‌اند که ریشه در تصمیم‌های ماه‌های تازه دولت دارد. سوال جدی اینجاست: آقایان دولت و بانک مرکزی دقیقاً کجا می باشند؟ چرا در برابر روال صعودیِ افسارگسیخته، هیچ عمل بازدارنده‌ای به چشم نمی‌خورد؟

حقیقت آن است که بازار عملاً به حال خود رها شده است. سیاست‌گذار ارزی در دور باطلی از «بی‌تصمیمی» دچار شده و نتیجه، تضعیف شدید ریال و از هم‌گسیختن انتظارات عمومی است.

با وجود هشدارهای پیاپی در رابطه اثرات خطرناک رهاسازی بازار، تا این مدت بخشی از تصمیم‌سازان دولت بر این باورند که قیمت‌ها باید مسیر طبیعی خود را طی کنند و مداخله‌گری بانک مرکزی خلاف علتبازار است.

اما در اقتصادی که از بی‌ثباتی و کسری بودجه ساختاری رنج می‌برد، نظریه «اعتدال خودکار بازار» به‌سادگی مترادف با بی‌عملی است.

در نگاه کارشناسان، عوامل جهش تازه ارزی و طلایی کاملاً روشن‌اند. نخست، سیاست‌های ارزی متناقض و ضعف مفرط اراعه در بازار متشکل، عملاً عطش تقاضا را به بازار غیررسمی سوق داده است.

دوم، تراز مالی دولت به‌شدت مخدوش است؛ دولت از مسیرهای غیرشفاف و بعضاً تورم‌زا، در حال پوشش کسری بودجه است و این روال بی‌وقفه پایه پولی را بالا می‌برد.

سوم، توقف نسبی برخی مناسبات خارجی، قسمت مولد اقتصاد را در بلاتکلیفی نگه داشته و اندوخته‌داران را به سمت خرید ارز و طلا سوق داده است.

و چهارم، سیاست‌های تازه دولت خود به عامل التهاب بدل شده‌اند؛ از جمله تلاش برای حذف تدریجی ارز ترجیحی در حوزه کالاهای اساسی که به‌صورت مستقیم روی سطح عمومی قیمت‌ها تاثییر گذاشته، و مصوبه پرحاشیه «واردات بدون انتقال ارز» که با خروج تقاضا از کانال رسمی، بازار آزاد را تشنه‌تر و نرخ‌ها را بی‌محابا کرده است.

در واقع، مجموعه مصوبات دولت طی هفته‌های تازه عملاً به پمپی برای سختی قیمت‌ها تبدیل شده است. دولت به‌جای آنکه در شرایط پرنوسان جاری، ابزارهای کنترلی بانک مرکزی را تحکیم کند، با تصمیماتی چون آزادسازی واردات بدون ضمانت ارزی، صدور مجوز برای تسویه دلاری و سیاست‌های ناپایدار ارزی در حوزه ماشین و کالاهای اساسی، عملاً به برهم خوردن اعتدال بازار پشتیبانی کرده است.

حذف قدم‌به‌قدم ارز ترجیحی نیز در این بین، همانند سوختی‌ست که روی آتش تورم پاشیده شده؛ مردمی که کالاهای اساسیِ روزمره خود را دیگر با نرخ یارانه‌ای نمی‌خرند، ناچار سمت دارایی‌های جانشین همانند طلا و ارز حرکت می‌کنند و این چرخه روزبه‌روز پرشتاب‌تر می‌شود.

در این چنین شرایطی، راهکار روشن است اما اراده‌ای برای اجرا دیده نمی‌شود. بانک مرکزی باید به نقش تنظیم‌گر خود بازگردد و با مداخله موثر مبتنی بر منبع های واقعی نه صوری، بازار را تثبیت کند.

همزمان، شورای هماهنگی اقتصادی باید مصوبات التهاب‌زا را فوراً بازنگری کند؛ تصمیماتی که عملاً جریان اراعه رسمی ارز را تضعیف کرده‌اند باید به شدت تعلیق شوند. دولت نیز نیازمند صداقت در خبر‌رسانی است؛ دیگر نمی‌توان با جملات کلیشه‌ای درمورد «نوسانات موقتی» افکار عمومی را آرام کرد.

بازار این روزها ساعت 11 اغاز می‌شود، اما اضطراب جامعه از طلوع تا غروب ادامه دارد. اگر دولت هم چنان در پی اثبات «درست بودن سیاست رهاسازی» باشد، باید پذیرفت که عبور دلار از مرز 120 هزار تومان فقط یک عدد نیست، بلکه نشانه‌ای است از فروپاشی مدیریت اقتصادی در سطح سیاست‌گذاری کلان.

مطمعن عمومی با بخشنامه بازنمی‌گردد؛ این مطمعن وقتی برمی‌گردد که دولت دست‌کم نشان دهد کنترل از دستش خارج نشده است.

منبع: تسنیم

دسته بندی مطالب

خبردار

اقتصاد

سلامتی

کسب وکار

فناوری

اخبار هنری

خبر های ورزشی

[ad_2]

منبع